اخلاط چهارگانه

تاریخچه اخلاط چهارگانه


فرضیه اخلاط چهارگانه در یونان باستان، یعنی حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، مشهور بوده است. این فرضیه که توسط بقراط توسعه یافته است، از کارهای پزشکی ارسطو نشأت می‌گیرد. بعداً یک فیلسوف رومی به نام گالن به کارهای بقراط پیوست. در حالی که بقراط روی جنبه‌های سلامتی و بیماری مربوط به اخلاط چهارگانه کار می‌کرد، گالن ارتباط میان مزاج و شخصیت با تعادل اخلاط چهارگانه را بررسی می‌کرد. معرفی اخلاط چهارگانه یک پیشرفت مهم در علم پزشکی محسوب می‌شد.

در آن زمان، متفکران یونانی در تلاش بودند برای وقایع اطراف خود دلایل طبیعی پیدا کنند و تفکرات فرامادی مانند دخالت ارواح و سرزنش الهی را کنار بگذارند. این تلاش‌ها به علم پزشکی نیز راه یافت.

یونانیان بر این باور بودند که همه چیز از چهار عنصر هوا، آب، آتش و زمین تشکیل شده است. این عناصر با چهار فصل در ارتباط بودند.

تئوری اخلاط چهارگانه یک قدم بزرگ در علم پزشکی بود. زیرا پزشکان را تشویق می‌کرد که به دنبال دلایل طبیعی برای بیماری‌ها بگردند و برای آن‌ها درمان‌های طبیعی تجویز کنند. برای مثال اگر کسی تب داشته باشد، یعنی خون در بدن او زیاد است. در این صورت برای درمان بیمار باید خون اضافه خارج شود.

بقراط و دیگر پزشکان یونانی باور داشتند که تعادل اخلاط چهارگانه در فصل مخصوص به آن‌ها، بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. استفاده از اخلاط چهارگانه برای تشخیص بیماری‌ها باعث شد پزشکان برای درمان بیماری به دنبال علائم آن باشند. این اولین بار بود که برای تشخیص بیماری، مشاهدات بالینی از بیمار صورت می‌گرفت.

دانشمندان ایرانی و مسلمان این آموزه‌های یونانیان را به زبان‌های فارسی و عربی ترجمه کردند. پزشکان مسلمان با بهره‌مندی از این متون غنی، به رفع نواقص آن پرداختند. به‌طوری‌که پس از گذشت چند سال، با توجه به توسعه روزافزون طب سنتی در کشورهای مسلمان، این طب دوباره به اروپا رسید و با گسترش پزشکی مدرن همراستا شد.

اخلاط چهارگانه

اخلاط چهارگانه کدامند؟



اخلاط چهارگانه عبارتند از:


  • دم
  • صفرا
  • سودا
  • بلغم

هر خلط وابسته به عواملی مانند خوراک، فصل، دما، جنسیت و ساعت، کم و زیاد می‌شود. اگر فردی دچار کمبود یا ازدیاد یک خلط باشد منجر به عدم تعادل در بدن شده و تغییراتی قابل پیش‌بینی در فرد مشاهده می‌شود. همچنین ممکن است ارگان‌های مختلف بدن، اختلال خلط متفاوتی داشته باشند. برای مثال ممکن است در یک فرد، قلب سوداوی و معده دموی شده باشد. باید توجه داشت که خلط و مزاج دو امر متفاوت هستند. گاهی غلبه خلط یا سوءمزاج و در برخی موارد، ترکیب این دو باعث بروز بیماری می‌شود.

هر خلط مشخصه‌های منحصر به فردی دارد:



دم مربوط به بهار، اشتیاق، هوا و کودکی است.

صفرا متعلق به تابستان، خشم، آتش و جوانی است.

سودا به پاییز، خاک و میانسالی مربوط می‌شود.

بلغم با زمستان، آب و سالمندی در ارتباط است.

اخلاط چهارگانه مشخصه‌های بسیاری دارند که برای توصیف جنبه‌های مختلف زندگی روزانه و استفاده مناسب از روش‌های سنتی برای درمان بیماری‌ها بسیار سودمندند.